قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3300

تاريخ الفي ( فارسى )

ملك صالح را از پيش گرفت و شروع در تربيت جوانان نورسيده كرد . و چون اين خبر به ابن مقدّم و ساير امراى شام رسيد ، ايشان بسيار متوهّم شدند و با يكديگر گفتند كه « اگر سعد الدّين كمشتگين ، ملك صالح را برداشته متوجّه دمشق شود ، با ما نيز همان سلوكى كه با شمس الدّين بن دايه كرده مرعى خواهد داشت . » بنابراين ، با يكديگر صلاح ديده كس به طلب سيف الدّين غازى فرستادند و او را به دمشق طلبيدند كه شهر دمشق را با جميع ولايات به او داده در مقام اطاعت او درآيند . و چون فرستادهء امراى دمشق نزد سيف الدّين غازى رفت و پيغام ايشان رسانيد ، عزّ الدّين محمود ، كه يكى از امراى كبار او بود و نوبت اوّل نيز او را به دمشق نگذاشت ، اين نوبت نيز به او گفت كه « صلاح تو در دمشق رفتن نيست ؛ چه ، يقين است كه امراى دمشق تو را به‌واسطهء آن مىخواهند كه به استظهار تو سعد الدّين كمشتگين را كه الحال ملك صالح در دست اوست ، زبون كنند . و هيچ شكّ نيست كه چون تو به دمشق روى ، سعد الدّين كمشتگين كس به مصر پيش صلاح الدّين خواهد فرستاد كه اينك سيف الدّين اكتفا به ولايت كه از ملك نور الدّين گرفته نكرده دمشق را نيز متصرّف شد . و در اين وقت البتّه صلاح الدّين از آن جانب با سپاه مصر متوجّه جنگ تو خواهد شد و از اين‌جانب سعد الدّين كمشتگين با ملك صالح و تو را در ميان گرفته ضايع مطلق مىسازند . پس صلاح در آن است كه تو اصلا به سخن ايشان فريفته نشوى و با ملك صالح ، پسر عمّ خود متّفق شده به استظهار يكديگر در مقام دفع بيگانگان باشيد . » بنابراين ، سيف الدّين ترك عزيمت دمشق نموده در مقام مصالحه با پسر عمّ خود شد . و چون امراى شام از آمدن سيف الدّين غازى مأيوس شدند ، بالضّروره از ترس سعد الدّين كمشتگين كس پيش صلاح الدّين ، صاحب مصر ، فرستاده و او را به دمشق طلبيدند . صلاح الدّين چون اين مژده شنيد در ساعت جريده با هفت‌صد سوار متوجّه دمشق شد و فرنگانى كه در سر راه دمشق بودند ، مطلقا از ايشان اعتبار نكرده « 1 » خود را اوّلا به بصرى « 2 » كه از شهرهاى شام در سرحدّ مصر واقع شده رسانيد . والى بصرى يكى از آن جمله بود كه صلاح الدّين را طلب داشته بوده . و چون وى خبر وصول صلاح الدّين شنيد ، به استقبال بيرون آمد . امّا چون نظرش بر قلّت سپاه صلاح الدّين افتاد [ 134 ب ] بسيار مضطرب شده ، سر در گوش قاضى فاضل - كه يكى از مقرّبان و صاحب سرّ صلاح الدّين بود - آورده گفت كه « اين دمشق شهرى عظيم است . در آن

--> ( 1 ) . يعنى از فرنگانى كه در مسير راه بودند هيچ پروايى نكرد . ( 2 ) . بصرى با بصرا ، كه لاتين آن « بوسترا » است ، شهرى است در جنوب سوريه ، در ولايت حوران . گويند بصرى نخستين شهر شام است كه خالد بن وليد آن را فتح كرد . ملاقات ابو طالب و بحيرا در اين شهر واقع شد . - دايرة المعارف مصاحب .